X
تبلیغات
به شهرامیر خوش آمدید - ،نقشه جدید اسرائیل برای حمله به ایران

به شهرامیر خوش آمدید

نوشته های من و دوستان

،نقشه جدید اسرائیل برای حمله به ایران

بمب افکن های اسراییلی، از پایگاهی در مرکز این کشور بلند می شوند، از آسمان اردن، شمال عربستان و نیمه جنوبی عراق می گذرند و از غرب ایران، وارد کشور می شوند.

اسکادران اسراییلی ها، چهار دسته می شود: دسته اول به سمت نطنز می رود، گروه دوم راهی فردوی قم می شود، سومی به راکتور آب سنگین اراک حمله می کند و دسته آخر به سمت تاسیسات باز فراوری در اصفهان می تازد.

آژیر خطر در تاسیسات هسته ای ایران به صدا در می آید. پدافندها شروع به شلیک می کنند، لحظاتی بعد، بمب های چند تنی از هواپیماها فرو می ریزند و تمام داشته های هسته ای ایران ظرف چند دقیقه نابود می شود.

عملیات با موفقیت انجام می شود ، هواپیماها سالم به پایگاه هوایی خود بازمی گردند. در آنجا فرمانده نیروی هوایی اسراییل منتظرشان است. از خلبانانی که در این عملیات تاریخی شرکت کرده اند همانند قهرمانان ملی استقبال می شود.

در ایران، هیات دولت جلسه اضطراری تشکیل می دهد و این اقدام را نقض آشکار مقررات بین المللی می نامد و آن را به شدت محکوم می کند.
نماینده ایران نیز در سازمان ملل بیانیه شدیداللحنی علیه اسراییل منتشر می کند که به عنوان سند رسمی ایران، ثبت می شود.

گروه های مختلف مردمی در شهرهای ایران تظاهرات اعتراض آمیز علیه اسراییل شکل می دهند و با تمام قوا فریاد مرگ بر اسراییل سر می دهند.

برخی کشورهای جهان از این اقدام حمایت می کنند و آن را چاره ناگزیر اسراییل برای دفاع از خود می نامند. برخی دیگر این حمله را تجاوز آشکار می دانند و محکوم می کنند و گروهی هم سکوت می کنند.

تا چند روز، تیتر روزنامه های جهان و سرفصل شبکه های تلویزیونی نابودی تاسیسات هسته ای ایران در حمله هواپیماهای اسراییلی است... و آرام آرام همه چیز تمام می شود و به تاریخ می پیوندد.



این رویای شیرین اسراییلی هاست ؛ اما جهان، بر مدار رویاها نمی چرخد.

اسراییل در 1981 به تاسیسات اتمی عراق (اوسیراک) حمله کرد و بی آنکه هزینه ای بپردازد توانست توان بالقوه هسته ای این کشور را منهدم نماید.

واکنش بغداد به آن حمله چیزی جز انفعال و سکوت نبود. اما ایران سال 2010 با عراق 1981 تفاوت های بنیادین دارد، آنقدر که اساسا این دو، قابل مقایسه با یکدیگر نیستند.

عراق در آن زمان درگیر جنگ با ایران بود، اراده سیاسی برای تقابل با اسراییل نداشت و اساسا برنامه هسته ای اش در مراحل اولیه بود. بنابراین آنچه انجام گرفت، یک عملیات نه چندان پیچیده با دستاوردی نه چندان بزرگ بود و طبیعی بود که عراق "مشغول به جنگ در شرق"، نخواهد در غرب نیز جبهه گشایی کند و به حمله اسراییل پاسخ دهد.

اما ایران امروز، تمام برنامه های نظامی و دفاعی اش را از همان پایه و اساس روی محور تهدید اسراییل و دفع آن متمرکز کرده است.

به علاوه اراده سیاسی و توان ملی قابل ملاحظه ای در ایران برای واکنش نظامی به اقدام نظامی احتمالی اسراییل وجود دارد.

حکومت ایران هرگز این ننگ را به جان نخواهد خرید که در مقابل حمله اسراییل سکوت کند و به اقدامات، دیپلماتیک بسنده نماید.
تردیدی وجود ندارد که ایران، پاسخ هرگونه حمله نظامی را به سرعت خواهد داد زیرا در غیر این صورت، تمام شعارها و وجهه و حیثیت اش به باد فنا می رود.

ایران در مقابله با هر گونه تهاجمی نبرد غیر متقارن را در دستور کار خود قرار خواهد داد ؛ نبردی غیرکلاسیک که هیچ کس نمی تواند ابعادش را بسنجد.

تاسیسات هسته ای اسراییل، می توانند اولین قربانی حمله به تاسیسات هسته ای ایران باشند، مصداق کامل مقابله به مثل.
هر چند اسراییل پدافند قدرتمندی برای حفاظت از این تاسیسات مستقر کرده اما در مقابل انبوه غیرقابل پیش بینی "موشک های متنوع"ی که از "جهت های مختلف" می آیند، نمی توان کاری کرد.

ایران در برابر اسراییل، "سورپرایز"هایی خواهد داشت. این، یک ادعا و بلوف نیست همانگونه که در جنگ 33 روزه ، اسراییلی ها با سلاح های جدید ضد کشتی و ضد زره حزب الله غافلگیر شدند. آنها تا پیش از آن جنگ ناوچه سائر و تانک های مرکاوایشان را از دست نداده بودند.

هواپیماهای اسراییلی به فرض آنکه به ایران برسند، کاری سخت و دشوار در پیش خواهند داشت:
اولا سیستم ضدهوایی ایران بی کار نخواهد بود و خلبانان اسراییلی احتمالا با وضعیت جدیدی در آسمان ایران مواجه خواهند شد که برایشان ناآشناست.
ثانیا تاسیسات هسته ای ایران مانند اوسیراک عراق، چند ساختمان بر روی خاک بی دفاع نیستند. مجموعه هایی گسترده در نقاط مختلف یک کشور پهناورند و بعضا در اعماق زمین و در دل کوه ها و در حصار موشک ها و سیستم های ضد هوایی.
هواپیماهایی که 2000 کیلومتر از پایگاه خود دور می شوند، بدون عقبه در سرزمین ناآشنا و با سیستم های ناآشنا، حتما شرایط نابسامانی را تجربه خواهند کرد.

ثالثا به فرض آنکه همه یا تعدادی از هواپیماها برگردند؛ این سوال مطرح است که به کجا خواهند رفت؟!

شکی وجود ندارد که موشک های آماده شلیک ایران، قبل از بازگشت هواپیماها به اسراییل، به پایگاه های هوایی آنها خواهند رسید.

این صحنه دور از ذهن نیست که خلبان اسراییلی هنگامی که به باند فرود نزدیک می شود، نمی تواند با برج مراقبت ارتباط بگیرد زیرا برج دقایقی پیش منهدم شده و باند فرود نیز به "مزرعه ای که شخمش زده اند" شباهت یافته است.

به نظر می رسد خبرگزاری های جهان، دو خبر حمله اسراییل به ایران و حمله ایران به اسراییل را همزمان منتشر نماید، درست مثل تیک تاک ساعت که فاصله بین «تیک» و «تاک» آنقدر اندک است که عموما محاسبه نمی شود. جنگ اسراییل و ایران، پروژه "تیک تاک" نام خواهد گرفت.

در چنان شرایطی اسراییل در مقابل حمله ایران دو راه بیشتر پیش رو نخواهد داشت. یا آنکه دم فرو بندد و به بازسازی خرابه های حاصل از حمله ایران بپردازد و در کمال تاثر و شگفتی ملاحظه کند که ایران فعالیت های هسته ای اش را ادامه می دهد. این وضعیت، یعنی سکوت در برابر حمله ای چنان بزرگ و دهشتناک و پر تلفات، حتما برای اسراییل که حتی شلیک یک گلوله کلاشینکف را با توپ و موشک و بمب جواب داده، یک شکست استراتژیک خواهد بود.

فرض دوم نیز آن است که اسراییل در مقابل حمله ایران، دست به حملات جدید بزند. این یعنی آنکه ماجرا از یک "تیک" و یک "تاک" گذشته و جنگ تمام عیاری آغاز شده است که نه ابعادش مشخص است، نه دامنه و محدوده میدان نبردش .

این جنگ در ایران ویرانی های گسترده ای به بار خواهد آورد اما برای اسراییل نابود کننده خواهد بود.به بیان دیگر ، در بدترین حالت ، این جنگ ایران را ویران می کند اما اسرائیل را نابود. ورود آمریکا به صحنه جنگ نیز کار را بر ایران سخت تر می کند و البته نیروهای آمریکایی در منطقه و کشورهای میزبانشان مورد هدف قرار خواهند گرفت و جنگ ابعاد گسترده تری خواهد گرفت.

تحلیل همه جانبه شرایط اسراییل نشان می دهد که اسراییل مهاجر نشین هرگز نمی تواند درگیر یک جنگ طولانی باشد کما این که تاکنون نیز جنگی طولانی تر از 33 روز را تجربه نکرده است و این در حالی است که ایران بعد از تحمل یک جنگ تمتم عیار هشت ساله ، همچنان برپاست.
حتی اگر اسراییل با سلاح اتمی به ایران حمله کند، وسعت حملاتی که متوجه خودش خواهد بود در "مقیاس مساحتی" (مساحت دو کشور) همان کاری را با اسراییل خواهد کرد که بمب اتم با ایران.

بروز یک جنگ واقعی و تمام عیار که آتش را در تمام شهرهای اسراییل شعله ور کند، عملا به معنای پنبه کردن تمام رشته هایی است که در طول بیش از 6 دهه گذشته برای جذب یهودیان از سراسر جهان به فلسطین صورت گرفته است، خاصه آنکه جنگ احتمالی بین ایران و اسراییل و در حد موشک پرانی های دوطرفه متوقف نخواهد ماند و اسراییل در زمین نیز درگیر جنگ خواهد بود.
ایران ، هر چند در این جنگ به شدت آسیب خواهد دید ولی همچنان، "ایران" باقی خواهد ماند ولی اسرائیل به دلیل تفاوت ذاتی با ایران - که کشوری پس ساخته است و مبتنی بر امنیت حفاظت شده - با انهدام زیرساخت ها و مهاجرت معکوس ، نابودی درونی را تجربه خواهد کرد چه آن که مردمانی که از نقاط مختلف جهان به سمت اسرائیل آمده اند ، هرگز برای کشته شدن برای این "وطن فرضی" خانه و کاشانه اصلی شان را رها نکرده اند و لذا بازگشت برای آنها گزینه ای سهل الوصول است.

اولین بمب افکن اسراییلی که از مرزهای ایران بگذرد، پروسه تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه کلید خواهد خورد و آتشی در منطقه بپا خواهد شد که شعله هایش تمام دنیا را مستقیم یا غیرمستقیم درگیر خود می سازد.

رویای اسراییل بی هیچ تردیدی تعبیر نخواهد شد اما کابوس ها تا سالیان دراز در منطقه خواهند ماند تا آنکه مشخص شود بر خرابه های "اسراییل سابق" چه بنایی استوار می شود

+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 9:57  توسط امیرجاهبی  |